عماد الدين حسن بن علي الطبري (مترجم: عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى)

مقدمه 10

فضائل اهل بيت رسول (ص) و مناقب اولاد بتول (ع) (فارسى)

دارد ، تواند بود كه وى از مذهب زيدى به مذهب امامى درآمده باشد . ترديد در اصل مطلب يا دست كم زيدى بودن او به آن دليل است كه نام وى و اجدادش تا چند نسل همه اسامى شيعى است . به علاوه ، ديارى كه وى در آن متولد شده مازندران است ، جايى كه مذهب امامى در آن استقرار داشته است . وى در نوشتههايش ، در غالب موارد ، خود را « طبرى » در مواردى « مازندرانى » و گاه « طبرى مازندرانى » مى خواند . اما چنان كه در آغاز كتاب اخبار و احاديث آمده ، وى به دليل ناامنى در آن منطقه ، از آنجا كوچ كرده و به منطقه جبال آمده است . زان پس وى سالها در رى ، قم ، كاشان و اصفهان سكونت داشته است . آمدن وى به قم علاوه بر اخبارى كه در باره امنيت در بلاد جبل به دست آورده ، ايضا به دليل روايتى از امام صادق ( ع ) نيز بوده است كه توصيه فرموده ، وقتى فتنه در بلاد فراگير شد ، به قم برويد . اطلاعات پراكنده ما از زندگى وى ، بر اساس داده هاى خود اوست كه به مناسبت در آثار مختلف از آن ياد كرده است . بيشتر شناختى كه در جامعه شيعه از وى در دست بوده ، بر اساس كتاب كامل بهايى اوست كه از دير باز در دسترس بوده و طى سالهاى اخير ، آثار ديگرى هم از وى چاپ شده است . نخستين كسى كه از ارتباط وى با دولت ايلخانى و به خصوص حاكم اين دولت در ايالت اصفهان سخن گفته و على القاعده بر پايه مطالبى بوده كه در كامل بهايى و تحفة الابرار آمده بوده ، قاضى نورالله شوشترى ( م 1019 ) است ( مجالس المؤمنين : 2 / 481 ) . پس از او ديدگان تيزبين ميرزا عبدالله افندى ( م ح 1137 ) سبب شده است تا ب 4 راى نخستين بار اطلاعاتى در باره زندگى وى جمع و جور گشته و در رياض العلماء بيايد . وى بر اساس كتاب اسرار الامامه و برخى كتب ديگر مؤلف اطلاعات خوبى از زندگى وى به دست داده است ( رياض : 2 / 274 268 ) بعد از آن هم ديگران از جمله نويسنده روضات الجنات [ 2 / 261 - 264 ] ، اعيان الشيعه [ 5 / 214 ] و به مناسبت آقابزرگ طهرانى در انوار الساطعه : 41 و